یادداشت:یلدا؛ آیین ماندگاری در تقویم یک تمدن
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «امروز خمین» زهره براتی در یادداشتی به مناسبت شب یلدا نوشت: ساعتها مانده به غروب آفتاب آخر پاییز، خانههای ایرانی حال و هوای دیگری پیدا میکنند. بوی میوههای تازه، شیرینیهای خانگی و آجیل مخصوص در فضا میپیچد. سفرهای رنگین میگسترانند با انارهایی که همچون نگینهای یاقوت میدرخشند، هندوانههایی که یادآور گرمای تابستان در دل زمستان هستند، و آجیلهایی که نماد برکت و فراوانیاند.
این همه، مقدمهای است برای یکی از کهنترین جشنهای بشری: شب یلدا، بلندترین شب سال که ایرانیان از هزاران سال پیش تا کنون، آن را نه به عنوان شبی ترسناک، که به عنوان فرصتی برای جشن گرفتن پیروزی نور بر تاریکی برگزار کردهاند.
یلدا، واژهای سریانی به معنای «زایش» یا «تولد»، به درستی گویای فلسفه این جشن است. در باور ایرانیان باستان، پس از این شب، روزها به تدریج بلندتر و شبها کوتاهتر میشوند. خورشید، نماد اهورامزدا، دوباره متولد میشود و تاریکی، نماد اهریمن، رو به زوال میرود. این نبرد نمادین نور و تاریکی، تنها یک اتفاق فصلی نیست؛ بلکه بازتابی از نگرش فلسفی ایرانیان به زندگی، اخلاق و جهان است. آنها با برگزاری آیینهای ویژه در این شب، در واقع به استقبال روشنایی، حقیقت و نیکی میرفتند و بر عهد خود با زندگی پایدار میماندند.
سنتهای یلدا، هر کدام دریچهای به فرهنگ غنی ایران گشودهاند. شاهنامهخوانی، یکی از ارکان اصلی این شب است. نقل داستانهای پهلوانی و اخلاقی از فردوسی بزرگ، نه تنها سرگرمی، بلکه انتقال ارزشهایی مانند جوانمردی، میهندوستی و پایداری در مقابل ستم به نسلهای بعد بوده است.
حافظخوانی و فال گرفتن نیز بعدی عرفانی و شخصی به جشن میبخشد. ایرانیان با تفأل به دیوان خواجه شیراز، در پی یافتن پاسخی برای دغدغههای خود و دریافت پیامی امیدبخش برای فرداهای روشنتر هستند. این سنت نشان میدهد که چگونه ادبیات فاخر فارسی، از قالب کتاب خارج شده و به بخشی زنده و پویا از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است.
در دنیای پرشتاب و پرتلاطم امروز، یلدا معنایی فراتر از یک آیین فصلی پیدا کرده است. در عصری که گاهی سرعت زندگی مجازی و فردگرایی، فرصت گفتوگوی رو در رو و همدلی را محدود کرده، یلدا فرصتی طلایی است برای مکث.
این شب، خانوادهها را دور هم جمع میکند تا فارغ از دغدغههای روزمره، ساعاتی را در کنار یکدیگر بگذرانند، برای همدیگر وقت بگذارند و خاطرات مشترک بیافرینند. این همنشینی خود، درمانی برای تنهاییهای مدرن و تقویتی برای پیوندهای عاطفی است.
یلدا همچنین نمادی قدرتمند از همبستگی ملی و تنوع فرهنگی در ایران است. اگرچه هسته مرکزی جشن یکسان است، اما آیینها در گوشه و کنار ایران زمین، رنگ و بوی محلی به خود میگیرند. از خوانی ویژه در آذربایجان تا نوع خاصی از آجیل مشکلگشا در خراسان و مراسم خاص در کرمانشاه و کردستان. این تنوع در عین وحدت، گواهی است بر غنای فرهنگی ایران و احترام متقابل اقوام مختلف به سنتهای یکدیگر. یلدا به ما یادآوری میکند که در زیر این آسمان یکسان، داستان مشترکی از امید و پایندگی داریم.
در بعدی جهانیتر، یلدا پیامی جهانشمول دارد: امید به فردایی بهتر. در شرایطی که جهان با چالشهای متعدد زیستمحیطی، اجتماعی و سیاسی روبروست، اسطوره یلدا که بر گذر از تاریکی و زایش دوباره نور تأکید دارد میتواند الهامبخش همگان باشد. این جشن به ما میآموزد که حتی در طولانیترین و سردترین شبها نیز میتوان با تکیه بر گرمای روابط انسانی، دانایی نیاکان (نماد شده در شعر و ادب) و ایمان به چرخه نو شدن طبیعت، تاب آورد و روشنایی را نوید داد.
یلدا تنها یک شب در تقویم نیست؛ یک اندیشه است. اندیشهای که بر اصالت خانواده، احترام به کهنالگوهای فرهنگی، همزیستی با طبیعت و مهمتر از همه، امیدواری راسخ به آینده استوار است. در این شب، ایرانیان نه تنها گذر از تاریکی را جشن میگیرند، که توانایی خود را برای نورافروزی در دلهای یکدیگر به نمایش میگذارند.
فرا رسیدن این شب خجسته و ماندگار، شب شعر، شکر و شمع، شب پیوند نسلها و نماد امید پایدار، بر تمام ایرانیان در هر کجای جهان مبارک باد. باشد که روشنایی بر تاریکی چیره شود و مهر و دوستی، گسترانندهای بر دلهای همه مردم این سرزمین کهن باشد.








دیدگاهتان را بنویسید