امروز خمین گفتوگو میکند:اگر اشتباه کردی، از فرزندت عذرخواهی کن
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «امروز خمین» با خانم دکتر محمدی، روانشناس کودک، از اهمیت سبکهای فرزندپروری در شکلگیری مسئولیتپذیری صحبت خواهیم کرد.
امروزخمین: برای والدینی که با کودکان نافرمان و لجباز مواجه هستند، چه راهکاری دارید؟
دکتر محمدی: در مواجهه با کودکان نافرمان، بدقلق و لجباز، سبک قالب نباید سختگیری باشد. اگر به این کودکان سخت بگیرید، لجبازتر میشوند. توصیه من این است که با سهلگیری هوشمندانه شروع کنید و مسئولیتها را در گامهای بسیار کوچک به آنها واگذار کنید.
یک کلیدواژه طلایی برای این کودکان وجود دارد: «اگه میشه اینجا به من کمک کنی». اگر از آنها درخواست کمک کنید و بگویید «من به کمک تو نیاز دارم»، احتمال همکاریشان به طرز چشمگیری افزایش مییابد. دستور دادن مستقیم در این کودکان نتیجه عکس میدهد.
امروز خمین: در مقابل، کودکان مطیع و فرمانبردار چه سرنوشتی پیدا میکنند؟
دکتر محمدی: والدین سختگیر معمولاً کودکان مطیعی دارند که همه کارها را برای جلب رضایت پدر و مادر انجام میدهند. این کودکان به ظاهر «بچههای خوبی» هستند، اما در باطن قدرت تصمیمگیری در آنها رشد نمیکند. در آینده، این افراد به همسرانی تبدیل میشوند که منتظرند دیگران برایشان تصمیم بگیرند. همسران مطیع و وابسته، حاصل همین سبک فرزندپروری اشتباه هستند.
هدف نهایی ما این است که با حرکت به سمت سبک مشارکتی، کودکانی مستقل، با درایت و توانمند تربیت کنیم که بتوانند از پس زندگی خود برآیند؛ درست مثل پرندهای که وقتی دید میتواند پرواز کند، دیگر نیازی به مادر ندارد.
امروزخمین: به نظر میرسد بسیاری از والدین بدون توجه به شرایط روحی کودک، از او انتظار انجام کار دارند. در این باره توضیح میدهید؟
دکتر محمدی: دقیقاً. یکی از بزرگترین اشتباهات تربیتی این است که والدین به شرایط جسمی و روحی کودک توجه نمیکنند. کودکی که از مدرسه خسته آمده، گرسنه است یا با دوستش مشکل پیدا کرده، از نظر هیجانی و عاطفی حال و حوصله انجام هیچ کاری را ندارد.
اگر در این شرایط به او دستور بدهید که «اتاقت را جمع کن» یا «غذایت را گرم کن و بخور»، یا کار را انجام نمیدهد یا سرسری انجام میدهد. بعد هم والدین شروع میکنند به غر زدن و این غر زدن، انگیزه کودک را برای همکاری از بین میبرد. پس پیش از واگذاری هر مسئولیتی، به خواب، گرسنگی و خلقوخوی کودک توجه کنید.
امروزخمین: یکی از نکات جالب بحث شما، تفاوت میان «دستور دادن» و «آموزش دادن» بود. لطفاً با ذکر مثال توضیح دهید.
دکتر محمدی: مسئولیتپذیری یک مهارت است و هر مهارتی نیاز به آموزش گامبهگام دارد. فرض کنید میخواهید به کودک یاد بدهید که میوه بخرد. شما نمیتوانید فقط بگویید «برو دو کیلو پرتقال بخر» و انتظار بهترین نتیجه را داشته باشید.
شما باید چند بار او را با خودتان به میوهفروشی ببرید و با صدای بلند مراحل تصمیمگیری را توضیح دهید: «ما برای شش نفر مهمان داریم، بهتره میوهها سایز متوسط باشن. ببین این پرتقال لکه داره، زود خراب میشه. قیمتشون هم فرق داره، ببینیم کدوم به صرفهتره.» اینگونه کودک با معیارهای انتخاب آشنا میشود.
مراحل واگذاری مسئولیت چهار قدم دارد: آموزش همراه والدین، تمرین با نظارت غیرمستقیم، واگذاری در موقعیتهای غیرحساس و در نهایت بازخورد مناسب.
امروزخمین: درباره بازخورد مناسب هم توضیح میدهید؟ چه برخوردی بعد از انجام کار توسط کودک صحیح است؟
دکتر محمدی: مهمترین مرحله همین بازخورد است. وقتی کودک خرید را انجام داد و برگشت، به جای اینکه دنبال لکه یا عیب میوهها بگردید، اول تشکر و توصیف مثبت کنید. بگویید: «به به! چقدر میوههای خوشرنگ و سالمی خریدی. آفرین که به سایز میوهها هم دقت کردی.»
اگر این بازخورد مثبت را بدهید، دفعه بعد حتی بهتر از این خرید میکند. اما اگر پلاستیک را باز کنید و با غر زدن بگویید «این یکی که لکه داره، چرا نگاه نکردی؟»، کودک دیگر انگیزهای برای تکرار آن کار نخواهد داشت.
در مورد مشق نوشتن هم همینطور است. والدین کمالگرا که به خاطر یک خط کج، دفتر کودک را پاره میکنند و میگویند «دوباره بنویس»، بدترین آسیب را به اعتمادبهنفس کودک وارد میکنند. چنین کودکی به تدریج احساس میکند «بهدردنخور» و «ناتوان» است و از پذیرش مسئولیتهای جدید فراری میشود.
امروزخمین: به موضوع اعتمادبهنفس اشاره کردید. چه رابطهای بین اعتمادبهنفس و مسئولیتپذیری وجود دارد؟
دکتر محمدی: رابطه مستقیم. کودکی که مدام سرزنش، تحقیر یا با استانداردهای کمالگرایانه مقایسه میشود، دچار خودپنداره ضعیف میشود. او فکر میکند «من بهدردنخور هستم» و «من توانایی ندارم». چنین کودکی جرئت پذیرش مسئولیتهای جدید را ندارد، چون از شکست و سرزنش دوباره میترسد.
بنابراین به والدین کمالگرا توصیه میکنم ابتدا کمالگرایی خودشان را درمان کنند و به کودک اجازه خطا بدهند. انسان جایزالخطاست و ما باید به کودکان بیاموزیم که از اشتباهاتشان درس بگیرند، نه اینکه از آنها بترسند.
امروزخمین: غیر از آموزش و بازخورد مثبت، چه عوامل دیگری در تربیت کودک مسئولیتپذیر موثر است؟
دکتر محمدی: دو عامل بسیار مهم دیگر داریم: الگوسازی و آموزش مهارت حل مسئله.
در بحث الگوسازی، والدین اولین و مهمترین الگوی کودکان هستند. اگر ما به عنوان پدر یا مادر، در مقابل اشتباه خود عذرخواهی کنیم و مسئولیت رفتار و احساساتمان را بپذیریم، کودک نیز همین رفتار را یاد میگیرد. مثلاً اگر حالمان خوب نیست، بگوییم «ببخشید عزیزم، امروز خستهام و حالم خوب نیست، میشه کمی آرومتر باشی؟» اینگونه کودک یاد میگیرد که مسئولیت احساساتش را بپذیرد.
در روابط زناشویی هم همینطور است. عذرخواهی والدین از یکدیگر در برابر کودک، او را برای زندگی آینده آماده میکند.
امروزخمین: درباره مهارت حل مسئله و تصمیمگیری هم توضیح میدهید؟
دکتر محمدی: انسان تنها موجودی است که حق انتخاب و اختیار دارد و به همین دلیل اشرف مخلوقات است. اما برای انتخاب درست، نیاز به مهارت حل مسئله و تصمیمگیری دارد. ما میتوانیم این مهارت را در بستر خانواده به کودکان بیاموزیم.
یک تکنیک عالی، برگزاری گفتگوهای هفتگی خانوادگی است. خانوادهها بهتر است هفتهای یک بار دور هم جمع شوند و از قبل هم به یکدیگر اطلاع بدهند که قرار است درباره عملکرد این هفته صحبت کنند. در این جلسه، هرکس درباره کارهایی که انجام داده و کارهایی که باید انجام میداده ولی نکرده، صحبت کند.
برای مثال، مادر بگوید: «این هفته سعی کردم برای ناهار و شام برنامه بریزم، خیلی از تشویشم کم شد و ذهنم منظمتر بود.» اینگونه کودک میآموزد که احساسات خود را بپذیرد و برای بهبود آنها راهکار پیدا کند. این جلسات جایی برای انتقاد از دیگران نیست، بلکه فرصتی برای خودآگاهی و یادگیری مسئولیتپذیری است.
امروزخمین: اگر نکته پایانی باقی مانده، بفرمایید.
دکتر محمدی: بله، تفاوت منبع کنترل درونی و بیرونی است مسأله ای که میخواستم صحبت کنم. فردی که منبع کنترلش درونی است، مسئولیت موفقیتها و شکستهایش را میپذیرد و به دنبال علت در خودش میگردد. اما فرد با منبع کنترل بیرونی، دیگران یا شرایط را مقصر میداند. هدف ما تربیت نسلی است که منبع کنترل درونی داشته باشد و این با شیوههای تربیتی که امروز مرور کردیم، کاملاً مرتبط است.
انتهای خبر/








دیدگاهتان را بنویسید